ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

153

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

آنچه خودش دارد يك طالنطن يعنى يك‌صد و بيست و پنج رطل نقره « اين رطل - 2 / 1 اوقيه است ) و سه كنيز غير از كنيز و غلام كه خود انتخاب كند بوى داده شود . اگر خواست در خلقيس بماند ، در خانهء من كه دار الضيافه و جنب باغ است زندگى كند . اگر خواست در شهر اسطاغيرا باشد ، در خانه‌هاى پدرانم سكونت كند و هريك از آنها را خواست مختار است كه انتخاب نمايد ؛ « آنچه را كه او بخواهد و مورد احتياج و مطابق مصلحت او است ، بايد اوصياء برايش فراهم نمايند ؛ « اما نسبت بخانواده و ساير فرزندانم ، احتياجى نيست كه دربارهء آنها وصيت نمايم . نيقاتر بايد بغلام من مرمقس كمك كند ، تا او به شهر خود برگردد و آنچه كه اكنون در اختيار او است با خود ببرد . كنيزم امبراقيس ( امارقيس ) را آزاد كند و اگر بعد از آزادى خواست نزد دخترم بماند ، تا موقعى كه شوهر كند ، بوى پانصد درهم ( دراخم پول يونانى است ) و كنيزش را بوى بدهند . به آن دختر خوانده كه بنام ثاليس است و بتازگى مالك وى شده‌ام ، يكى از غلامانم را با هزار درهم به او بدهند . به سمينس غير از غلامى كه خود خريده قيمت يك غلام ديگر به او بدهند ، كه براى خود ابتياع نمايد . بعلاوه چيزهائى هم مطابق صلاحديد اوصياء به او داده شود . هنگامى كه دخترم شوهر كرد ، ثاخن « 1 » و فيلن و اولمبوس غلامان من را آزاد نمايند . پسر اولمبوس و هيچيك از فرزندان غلامان من نبايد فروخته شوند ، مگر وقتى كه بزرگ و مرد شدند . فرزندان هريك از غلامان كه به من خدمت كرده است ، نبايد فروخته شوند . پس از آنكه بزرگ شدند ، همه را بايد آزاد كرد ، و بهريك مطابق استحقاق چيزهائى داد » . « حنين بن اسحاق در كتاب « نوادر الفلاسفة » گفت : مبناى اجتماع فلاسفه اين بود كه پادشاهان و بزرگان يونان و كشورهاى ديگر به فرزندان خود حكمت و

--> ( 1 ) - Tachon